محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

127

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

تمام وجود به مطالب گوش مىدادند همه جمعيت از محبت و دوستى حضرت على يك تن و يك قلب شده و مثل كسانىكه انگار بزرگى اين روز و عظمت صاحب آن بر آنان همين الان در حال فرود آمدن است به سخنان توجه مىكردند . زمانىكه در فضاى حسينيه مشغول سخنرانى بودم احساس مىكردم كه اين يك ساعت با تمام لحظات عمرم برابرى مىكند ، چه ساعتى مىتوانست براى من ارزنده‌تر از ساعتى باشد كه در آن در شهر پيامبر بزرگوار اسلام و در روز غدير روزى كه مربوط به وصى و جانشين و خليفه او است به عنوان سخنران در برابر انبوه مردم بايستم و همان فضائل و مناقبى را كه رسول اكرم راجع به على عليه السّلام پيش از حجة الوداع و به هنگام حج و پس از آن براى مردم شمرده و از همه خواسته بود كه هر نسلى به نسل ديگر برساند ، من هم بشمارم . سپاس خدا را كه به من چنين توفيقى داد كه از عهده اين اعمال و وظايف سنگين ( ادا كردن مراسم حج ، زيارت قبور ائمه بقيع و حرم مطهر پيامبر عظيم الشأن اسلام ) برآمده و در چنين روزى كه براى على عليه السّلام [ « نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ » « 1 » نورى است برفراز نورى و خدا هر كس را بخواهد به نور خود هدايت مىكند . و « وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ » « 2 » و كسىكه خدا نورى براى او قرار نداده ، نورى براى او

--> ( 1 ) . سوره نور آيه 35 ( 2 ) . سوره نور آيه 40